شیخالاسلام مولانا عبدالحمید طی سخنانی در مراسم فارغالتحصیلی خواهران فاضله مکتب حضرت حفصه رضیاللهتعالیعنها شورو، با استناد به آیات قرآن از زندگی دنیا با عنوان “بازی و سرگرمی” یاد کرده و زندگی آخرت را “زندگی واقعی و پایدار” دانستند.
ایشان که برای شرکت در مراسم فارغالتحصیلی و تجلیل از 17 تن از خواهران فاضله مکتب حضرت حفصه رضیاللهتعالیعنها شورو، از توابع بخش کورین شهرستان زاهدان، عصر روز شنبه 24 خرداد 1393 عازم این منطقه شده بودند، در بخش پایانی مراسم به ایراد سخن پرداختند.
امامجمعه اهلسنت زاهدان سخنان خود را در این مراسم نورانی با تلاوت آیهی «وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ» [عنکبوت: 64] آغاز نمودند.
ایشان ابتدا به بیان فضایل قرآن مجید اشاره کرده و اظهار داشتند: قرآن کتابی است که نظیر ندارد. تعابیر، کلمات و جملات قرآن چنان تعابیری هستند که از قدرت بندگان خارجاند. اگر بخواهیم حقائق تمام چیزها را بدانیم باید به قرآن مراجعه کنیم. قرآن مجید کتابی است که بیش از 1400 سال قبل نازل شده و تمام دنیا را به مبارزه میطلبد که اگر این کتاب جاویدان را قبول ندارید یک سوره مانند سورههای قرآن بیاورید. خداوند متعال قرآن را تبیان و هدایت نامیده است؛ یعنی راهی را نشان میدهد که مستقیم به خدا میرسد. راه قرآن تنگ و کج نیست، بلکه شاهراهی است که انسان را به جنت الفردوس و هدایت میرساند. وقتی قرآن خوانده میشود نور، هدایت و رحمت در دل تلاوتکنندگان وارد میشود. خواندن، شنیدن و عمل به قرآن نور و رحمت را درپی دارد. قرآن معجزه است و امروز تمام دنیا در مقابل قرآن عاجز است، همانطور که مشرکین مکه در زمان نزول قرآن عاجز شدند.
حضرت شیخالاسلام در ادامه افزودند: جای تاسف است برای ملتی که نعمت و سرمایهای مانند قرآن را در اختیار داشته باشد، اما باز هم خوار و ذلیل و زیر پای ملتهای دیگر باشد و به عذاب دنیا و آخرت گرفتار شود. قرآن کریم گنج بزرگی است که الله تعالی آن را در اختیار مسلمانان قرار داده است. خداوند به مسلمانان کتابی عطا فرموده که اگر به آن عمل کنند ملتهای دنیا به آنها احترام خواهند گذاشت. صحابه اگر به آن مقام والا و عزت رسیدند، در نتیجهی ایمان، اخلاق و عمل به دستورات قرآن بوده است. تمام خوبیهای صحابه فقط به یک نقطه منتهی میشوند؛ «سمعنا و اطعنا». صحابه با عمل بر این دو جمله پیروز شدند؛ شنیدند و اطاعت کردند. آنها شنیده را ناشنیده و دیده را نادیده نگرفتند، بلکه اطاعت کردند.
مدیر دارالعلوم زاهدان “آموزههای رسولالله صلیاللهعلیهوسلم” را به منزلهی “جانشین ایشان بعد از رحلت” توصیف کردند و خاطرنشان نمودند: اگر امروز رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم رحلت نموده و درمیان ما نیستند، اما تعلیمات و احادیث ایشان در میان ما هستند. بنابراین گویا خودشان در میان هستند. صحابه کرام رضواناللهعلیهماجمعین تمام زندگی آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم را ثبت و ضبط و ابلاغ کردند. لذا آموزههای پیامبر و زندگی فردی و اجتماعی آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم در واقع جانشین ایشان هستند.
مولانا عبدالحمید در ادامه سخنانشان به تشریح آیهی 64 سوره عنکبوت پرداختند و گفتند: خداوندمتعال در قرآن حقیقت دنیا و آخرت را برای ما بیان میفرماید تا ما و سایر انسانها دنیا را بشناسیم و فریب آن را نخوریم، و برای آخرت آمادگی کنیم. قرآن عظیمالشأن از دنیا به عنوان “لهو و لعب” یاد میکند و میفرماید: «وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ»، تمام دنیا سرگرمی است. هیچ کارشناس، دانشمند عاقل و پروفسوری نمی تواند حقیقت دنیا را اینچنین مانند خدا بیان کند. زیرا الله آفرینندهی این دنیاست و بهتر از هرکسی حقیقت آن را میداند. تمام دنیا سرگرمیای بیش نیست؛ برخی را الله با اداره و کار و یا کشاورزی سرگرم کرده است. بعضیها با معدن و دامداری و یا پست و مقام خود سرگرم هستند. بانوان هم سرگرم هستند و بسیاری از آنها به فکر لباس جدید، نقشههای گلدوزی جدید، منزل جدید و مدل دوخت هستند. ما نباید فریب دنیا را بخوریم که دنیا فقط یک بازی است.
ایشان ضمن اشاره به ناپایداری زندگی دنیا ادامه دادند: هنوز شما چیزی از دنیا ندیدهاید و فکر میکنید دنیا خیلی قشنگ و پرطمطراق است؛ اگر لحظهای چشم شما به بهشت باز شود و خدا بهشت را به شما نشان دهد، خواهید فهمید که دنیا در مقابل بهشت چیزی نیست جز یک ویرانه! همانطور که برخی از شما زاهدان و نهایتش شهرهای بزرگ ایران را دیدهاید و فکر میکنید مناظر عجیبی دیدهاید. شما اگر کشورهای پیشرفته را در اروپا ببینید متوجه میشوید که زاهدان در مقایسه با آنها ویرانهای بیش نیست. اگر الله دریچهای باز کند و شما بهشت را ببینید شما خواهید دانست که اروپائیان که دنیا را برای خود بهشت کردهاند، در مقابل بهشت اروپا ویرانهای بیش نیست؛ دنیا ناپایدار و بیوفاست. ما باید دل را با احکام و قرآن خوش کنیم نه دنیا؛ احکام اسلام، قرآن، نماز و روزه و زکات چیزهایی هستند که دل را خوش میکنند و پایدار هستند. شرقیها و غربیها سعادت و نیکبختی را در مال و ثروت میدانند و گمان میبرند مسلمانها چیزی ندارند و بدبخت هستند. در حالیکه دنیا ارزشی در دیدگاه رب العالمین ندارد و اندازهی یک عصا از بهشت از دنیا و آنچه در آن وجود دارد، بهتر است.
مولانا عبدالحمید افزودند: دنیا چیزی نیست و زندگی آن هم چیزی نیست که ما دل خوش کردهایم که زنده هستیم. قلب، کبد، کلیه، دستوپا، مغز و اعصاب، چشم و گوش و همهی اعضای بدن و آنچه در دنیا میبینیم ناپایدار است. اما زندگی آخرت و متعلقات آن پایدار هستند. انسان زنده همیشه خوشحال و سالم است، اما گوش و چشم دنیا ضعیف میشود ولی در آخرت برای همیشه در امن و سلامتی است؛ «ادخلوها بسلام آمنین». در آخرت اختلاف و جنگ نیست؛ همهی عوارض دنیا در همین دنیا باقی میمانند. غیرمسلمانان در شرق و غرب اگر بدون ایمان و پیروی از قرآن و پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بمیرند، به محض اینکه چشم را ببندند با خشم و غضب و عذاب خدا روبرو میشوند.
رئیس شورای هماهنگی مدارس دینی اهلسنت سیستانوبلوچستان سنتهای نبی اکرم صلیاللهعلیهوسلم را دین اسلام دانستند و گفتند: اسلام به سنتهای آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم گفته میشود؛ در تمام احکام اسلام سنتهای آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم وجود دارند. زیرا تمام احکام باید طبق سنت بهجای آورده شوند. پس کل اسلام را لفظ سنت فرا میگیرد.
ایشان ادامه دادند: زندگی آخرت بهترین زندگی و زندگی واقعی و پایدار است. این زندگی ارزش ندارد که بهخاطر آن انسان خدا را ناراض کند و خود را جهنمی و خوار و زبون کند. این زندگی ارزش آن را ندارد که برای طمع و حرص دنیا ما همه چیز خود را از دست بدهیم و بهخاطر آن زندانی بشویم، چوب بخوریم و روی مینها خود را به کشتن دهیم. خدا ارزش شما را بیش از اینها کرده و شایسته است برای قرآن، دین، تعلق با خدا و رسول او بمیرید.
مولانا تاکید کردند: اهل بیت و صحابه رضیاللهعنهم امروز زنده هستند، چون نام آنها زنده است. نام رسولالله صلیاللهعلیهوسلم و نام غلامان او تا قیامت زنده است. عزت، نیک نامی و سربلندی دنیا در صداقت، طهارت، پاکدامنی، پوشش اسلامی، غیرت ایمانی و اعمال صالحه گذاشته شده است. احکام اسلام را به جان بخریم تا سربلند شویم. قبایل عرب یثرب را نمیشناختند؛ مدینهی کنونی جای کوچکی بود که شهرتی نداشته است. انصار از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم خواستند به مدینه هجرت کند. کسانی که ایشان را به شهر خود آوردند، همواره ایشان را نصرت و یاری کردند؛ شهرشان “مدینه منوره” شد که تمام زائران آرزو دارند این شهر را ببینند. مردم آرزو دارند روزی چشم آنها به مدینه و مسجد النبی بیفتد. وقتی یکبار میروند پس از آن آرزو میکنند باربار به زیارت مدینه بروند. این به برکت تعلق با خدا است که این شهر را محبوب کرده است. این محبت رسولالله صلیاللهعلیهوسلم است که بهخاطر توهین به نام پیامبر و قرآن مردم خود را به کشتن میدهند.
امامجمعه اهلسنت زاهدان اظهار داشتند: خداوند هر ملتی را که دوست داشته باشد به آن دین میدهد و دنیا را بیش از همه به دشمن میدهد. برخی گمان میکنند با پیشرفت در زندگی دنیوی به کمال رسیدهاند؛ در حالیکه به تعبیر قرآن آنها زیانکارترین افراد هستند. الله تعالی میفرماید: «قل هل ننبّئکم بالاخسرین أعمالا الذين ضل سعيهم في الحياة الدنيا وهم يحسبون أنهم يحسنون صنعا». ژاپنیها دو شیفت کار میکنند که کشور خود را آباد کنند، اما وقتی ایمان و عمل صالح نیست موفقیت آنها به هدر رفته است؛ وقتی چشمشان به دنیا بسته شود با عذاب مواجه میشوند. وقتی کسی بمیرد دستش از دینا کوتاه میشود؛ لباس را از تن در میآورند، ساعت را باز میکنند و جسد را به قبر میسپارند. خواهری که در دنیا میترسد تنها از خانه بیرون برود، پس از مرگ تنها به قبر خواهد رفت و زیورآلاتاش را بیرون خواهند کرد. «کلهم آتیه یوم القیامة فردا»؛ هر کس به تنهایی در دربار خداوند حاضر خواهد شد. پدر و مادر و دوستان و آشنایان همراه نخواهند بود بلکه در روز رستاخیز مردم از پیش تمام خویشاوندان فرار میکنند.
ایشان در ادامه حضار را به دوری از گناهان و معاصی دعوت دادند و ابراز داشتند: گناه انسان را ضعیف میکند و شهر و دیار را فنا و برباد میکند همانگونه که محل سکونت و دیار فرعون و نمرود گم و فنا شد. برای شرکت در کنفرانسی به تهران رفته بودم که به ما گفتند کاخ نیاوران برویم. گفتم جایی که آنجا شراب نوشیده شده و انواع جنایات و معاصی صورت گرفته نمیرویم. نباید به دیار ظالمان رفت. باید جایی رفت که آنجا ذکر خدا شده و عبادت شده است؛ به دیار ذاکران و نیکان بروید که دل شما نرم میشود. اگر به دیار ظالمان بروید دل شما سخت میشود. سرزمینی که در آنجا نماز صبح، سحر، تلاوت، ذکر و تروایح برگزار میشود، اگر خودروی شما هم از آنجا بگذرد رحمت بر شما نازل میشود.
حضرت شیخالاسلام در بخشی از بیانات خود مردم را به تشویق فرزندان برای فراگیری علم و دانش فراخواندند و تاکید کردند: عزت و سربلندی تمام ملتها در علم است. علم دانشگاهی و علم روز برای ما خیلی مهم و حیاتی است. فرزندان ما باید به دانشگاه بروند؛ برای تحصیل آنها باید هزینه کرد. آموزش و پرورش و حتی ما در اطراف زاهدان کوتاهی کردهایم؛ ما از این منطقه دکتر و مهندس نداریم. حداقل باید صد نفر تحصیلکرده تا مقطع دکترا از این منطقه میداشتیم. علم دین هم نیاز حیاتی جامعه ما است؛ برخی میگویند مولوی و عالم زیاد است، ولی ما معتقدیم که کم هستند. باید تلاش کنید در میان فرزندانتان علمایی مانند مولانا عبدالعزیز تربیت شوند و آنها کارشناسانی باشند که دنیا از آنها استفاده کند. لذا با معلمان و مدارس ارتباط داشته باشید و خبر فرزندانتان را بگیرید که درس میخوانند یا نه.
ایشان در بخشی از سخنان خود از ترویج آموزش قرآن و احکام در منطقهی “شورو” ابراز خرسندی کردند و گفتند: خداوند احسان بزرگی بر ما کرده که در حیات ما قرآن اینجا تعلیم داده میشود. 800 تن از بانوان در این منطقه قرآن یاد میگیرند؛ این مایهی خرسندی است. در زندگی آباء و اجداد ما چنین چیزی نبوده است. قرآن نعمت بزرگی است. الله تعالی در این مناطق اولیاء پیدا میکند و بنده به شما نوید میدهم از نسل شما علمای حقانی و ربانی پیدا خواهد شد. آرزوی ما آن است که تک تک شما مرد و زن، پیر و جوان نمازخوان و قرآن خوان باشید، خدا را بندگی کنید و رحمت و توجه الله در میان شما باشد. من به شما مژده میدهم که دین به سوی شما آمده است؛ بارها و در سالهای گذشته خواب دیده شده که حضرت رسول صلیاللهعلیهوسلم اینجا تشریف آوردهاند. رسولالله صلیاللهعلیهوسلم مجسمهی دین است و جایی که رسولالله بیاید، دین آنجا میآید.