شیخالاسلام مولانا عبدالحميد در مراسم نماز جمعه زاهدان (25 اردیبهشت 1405)، با استناد به سورۀ مبارکه “العصر”، «ایمان»، «عمل صالح»، «توصیه به حق» و «توصیه به صبر» را چهار محور فلاح و رستگاری برشمردند و ضمن تأکید بر انجام فریضۀ «امربهمعروف و نهیازمنکر»، نسبت به تبعات و عواقب «بیتفاوتی در قبال اوضاع جامعه» هشدار دادند.
سوره مبارکه “العصر” سورهای «مختصر و جامع» است
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر امام جمعه اهل سنت زاهدان، شیخالاسلام مولانا عبدالحميد ضمن تلاوت سورۀ مبارکه «العصر»، اظهار داشتند: سوره مبارکۀ «العصر» از لحاظ کلمات و آیات یکی از سورههای کوتاه و مختصر قرآن است، ولی از لحاظ معانی و راهنمایی، سورۀ بسیار بزرگی است. بعضی از صحابه وقتی با هم ملاقات میکردند، بدون تلاوت و مذاکرۀ این سوره از همدیگر جدا نمیشدند. بعد از صحابه، بعضی از بزرگان نیز سعی میکردند به این شیوه عمل کنند و این سوره را در مجالس خود میخواندند.
ایشان ادامه دادند: سوره العصر یک سورۀ کامل و جامع است. در این سوره برای انسانها هدایت کافی وجود دارد. امام شافعی رحمهالله میفرمودند: اگر اللهتعالی فقط سورۀ عصر را نازل میکرد و مردم در آن فکر میکردند برای هدایتشان کافی بود. اما اللهتعالی بر انسانها فضل کرد و قرآنِ کامل را نازل فرمود و در آن تمام آنچه برای رستگاری بشر نیاز است، قرار داد.
«انکار حق» و «تداوم ظلم» عذاب الهی را به دنبال دارد
مولانا عبدالحمید اظهار داشتند: الله تعالی در این سوره به تاریخ سوگند خورده است؛ یعنی تاریخ را شاهد و گواه گرفته است. عصر و زمانه بزرگترین شاهد است بر اینکه چه کسانی در دنیا به سعادت رسیدند و چه کسانی شکست خوردند. بسیاری از قومهای بزرگ و معروف در دنیا شکست خوردند و بسیاری پیروز شدند. تاریخ میتواند گواهی بدهد که چه اقوامی شکست خوردند و دلیل شکستشان چیست؟
ایشان افزودند: هر انسانی باید فکر کند که این اقوام با این ثروت و قدرت چرا شکست خوردند؟ چرا فرعون که خود را خدا میدانست- الیعاذبالله- با آن همه حکومت و قدرت، شکست خورد؟ فرعون خیرخواهی و نصیحتهای حضرت موسی علیهالسلام را که او را به هدایت و اطاعت خدا و رسول فراخواند و از شکنجه و عذاب بنیاسرائیل منع کرد، قبول نکرد و با اهل حق مبارزه کرد و شکست خورد. اگر فرعون ظلم نمیکرد گرفتار عذاب نمیشد. او نهتنها هدایت و حق را قبول نکرد و از الله و رسول اطاعت نکرد بلکه به ظلم بر بنیاسرائیل نیز ادامه داد، آنها را از حقوقشان محروم کرد و جادوگران را وقتی به حضرت موسی علیهالسلام ایمان آوردند شکنجه داد و کشت. لذا الله تعالی نیز او را در دریا غرق کرد. وقتی حضرت موسی علیهالسلام خواست بنیاسرائیل را از مصر به شام ببرد، اگر فرعون اجازه میداد و آنها را تعقیب نمیکرد گرفتار عذاب نمیشد، ولی او به ظلم ادامه داد و با حضرت موسی علیهالسلام به مقابله پرداخت.
ایشان ادامه دادند: حضرت ابراهیم علیهالسلام قوم را به توحید و اطاعت از خدا فراخواند، آنها سخن ایشان را نمیفهمیدند، حضرت ابراهیم علیهالسلام بتهای آنها را شکست تا آنها را از این طریق تفهیم کند که این معبودان که شنوایی و بینایی و قدرت ندارند نمیتوانند ضرر را از خود دفع کنند و به آنها فایدهای برسانند و خدا باشند. اما نمرود و بسیاری از مردم ازجمله «آزر» پدر حضرت ابراهیم، با او به مخالفت برخاستند و منکر توحید الهی شدند.
خطیب جمعه زاهدان افزودند: در قرآن مجید سرنوشت قومهای عاد و ثمود و قوم لوط و دیگر اقوام نیز مورد تذکره قرار گرفته که حرف پیامبران را قبول نکردند، ایمان نیاوردند و به عذاب الهی گرفتار شدند
ایشان ابراز داشتند: تاریخ بخوانید. بسیاری از قومها و ملتهای دنیا که تکبر و غرور و ظلم و نافرمانی کردند به عذاب گرفتار شدند. قرآن تنها متعلق به مسلمانان نیست بلکه متعلق به همۀ انسانهاست تا آن را بخوانند و در آن فکر کنند. انسانها وقتی قرآن را مطالعه کنند به همین نتیجه میرسند که تمام مردم دنیا دچار خسارت میشوند؛ مگر کسانی که ایمان بیاوردند و عمل صالح انجام دهند و به حق و صبر توصیه کنند.
«ایمان» و «عمل صالح» بزرگترین سعادت و از عوامل نجات هستند
خطیب جمعه زاهدان اظهار داشتند: هیچ عملی به اندازه «ایمان» بزرگ و مهم و اثرگذار نیست. بزرگترین سعادت، در اصلِ ایمان است که انسان به خدا اعتقاد پیدا کند و به وجود و وحدانیت او باور داشته باشد. ایمان ریشه و پایه و مهم است ولی برای نجات، تنها داشتن ایمان کافی نیست بلکه عمل صالح نیز نیاز است. نماز و روزه و زکات و حج و صدقات و خیرات و همه نیکیها در عمل صالح داخل هستند. سلام میدهید؛ این عمل صالح است. سلام را جواب میدهید؛ این عمل صالح است. خار و سنگی را از راه برمیدارید؛ این عمل صالح است. به کسی راه را نشان میدهید؛ این عمل صالح است. ایمان و عمل صالح به منزلۀ دو بال بزرگ برای سعادت و پرواز به خدا بهشمار میروند که برای نجات انسان بسیار ضروری هستند.
«صبر» نصف ایمان است
مدیر دارالعلوم زاهدان گفتند: ما علاوه بر ایمان و عمل صالح، دو وظیفۀ دیگر هم داریم؛ توصیه به حق و توصیه به صبر. اللهتعالی به تمام انسانها وظيفه داده که یکدیگر را به راه درست و حق توصیه کنند. هرچه توصیهای که در آن به عمل خیر تأکید بشود وصیت به حق است.
ایشان اضافه کردند: توصیه به حق و توصیه به صبر درواقع همان امربهمعروف و نهیازمنکر است. امروز «علما» و «جماعت تبلیغ» این کار را انجام میدهند، اما این کار را برای علما و جماعتِ خاصی نگذارید، اگر همه این کار را بکنند جهان اصلاح میشود. برای این کار منبر و اجتماع لازم نیست؛ هر کدام از ما وقتی همدیگر را میبینیم توصیه به حق کنیم.
ایشان گفتند: صبر به معنای کنترل نفس است. وقتی نفس به گناه و ظلم وادار میکند نفس را مهار کنید. وقت نماز صبح نفس میگوید بخواب. وقتی شما برای نماز بلند میشوید، شما نفس را مهار کردید. هنگام مصیبت نیز باید صبر کنید. شما وقتی مال مسجد و مدرسه و بیتالمال و مردم را که در دست شما بود نخوردید با آنکه نیاز داشتید، خود را کنترل کردید و این صبر است. اللهتعالی دوست دارد انسان در هنگام مصیبت از خود متانت نشان دهد و صبر کند و به جای اینکه گریبان پاره کند و بر خود خاک بریزد و ناشاکری کند، به تقدیر الله راضی باشد و تسلیم فیصله و قضای الهی بشود. صبر نصف ایمان است.
بیتفاوت نباشید؛ جامعۀ بیتفاوت دچار زیان میشود/ امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه همگانی است
امامجمعه زاهدان در ادامه ابراز داشتند: بیتفاوت نباشید؛ جامعۀ بیتفاوت نقصان میکند و دچار ضرر و زیان میشود. اگر مردم را به نیکی توصیه نکنیم و از گناه منع نکنیم و بیتفاوت باشیم، دچار خسارت میشویم. علما و زنان و مردان و هیچ طیفی نباید در قبال گناه و معصیت و ظلم و بیانصافی در جامعه بیتفاوت باشد. اللهتعالی به علما، ریشسفیدان، متنفذین و همه ما مسؤلیت داده است، مسئولیت ما سنگین است.
ایشان خاطرنشان کردند: امربهمعروف و نهیازمنکر وظیفهای همگانی است. با حکمت و دلسوزی و خیرخواهی مردم را به سمت خیر و نیکی دعوت دهید. بیتفاوت نباشید و ببینید که در خانه و خانواده و فامیل و محله چه میگذرد، آیا فرزندانتان نماز میخوانند. بعضی از پدرها میگویند ما به فرزندان گفتهایم ولی حرف ما را قبول نمیکنند؛ با این، وظیفه ادا نمیشود، پدر تا زنده است باید نصیحت کند. اگر امروز فرزند نصیحت را قبول نمیکند یک روزی قبول میکند. خسته نشوید.
علم و دانش سبب ترقی و سربلندی و تکامل هر جامعه میشود و ظرفیتها را بالا میبرد
مولانا عبدالحمید در ادامۀ سخنانشان در مراسم نماز جمعه زاهدان، با اشاره به نزدیکشدن تعطیلات تابستانی مدارس دینی و آموزشوپرورش و دانشگاهها، گفتند: تعطیلات مدارس دینی مثل مدارس آموزشوپرورش به فصل تابستان تغییر یافته است تا طلاب و علما و اصحاب مدارس زمینه را برای تعلیم فرزندانتان فراهم کنند و دانشآموزان را در زمینههایی از دروس که در آنها ضعف دارند تقویت کنند.
ایشان افزودند: همۀ ما وظیفه داریم به علم ترغیب دهیم. سربلندی و نجات جامعه ما و خیر دنیا و دین ما در علم است. علوم عصری و شرعی همه علم هستند. ما باید جامعه را به سمت فراگیری دانش سوق دهیم. علم ظرفیت و توانایی انسان و جامعه را بالا میبرد و جامعه را به سربلندی و تکامل میرساند. ما از طریق علم میتوانیم دنیا و آخرت را بسازیم.
مراکز علمی باید علم و عمل و خیر را آموزش بدهند/ از مدارس حمایت کنید
مولانا عبدالحمید در پایان این بخش از سخنانشان اظهار داشتند: مدارس دینی و مکاتب قرآنی و مدارس آموزشوپرورش و دانشگاهها همه مایه خیر هستند. در این مراکز علمی علاوهبر آموزش علوم، باید عمل و اخلاص و تقوا و خداترسی هم باشد و علم و عمل و خیر را آموزش بدهند. از مدارس و مساجد حمایت کنید.
«اعدامهای سیاسی» به خیر کشور و مصلحت حاکم و مردم نیستند
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، در بخش دیگری از سخنانشان در مراسم نماز جمعه زاهدان، از افزایش اعدام در کشور انتقاد کردند و با بیان اینکه اعدامهای سیاسی به ضرر کشور و حاکم و مردم هستند، خواستار توقف این اعدامها شدند.
در زمان پیامبر و خلفای راشدین «اعدام سیاسی» نبود
مولانا عبدالحمید گفتند: اعدامهایی که این روزها انجام میشوند برای کشور و ملت ایران ضرر دارند. البته «قصاص» حق و درست است و کسی که مرتکب قتل بشود کشته میشود، اما اعدامهای سیاسی به خیر کشور ما و به مصلحت حاکم و مردم نیستند.
ایشان خاطرنشان ساختند: این اعدامهای سیاسی در زمان پیامبر و خلفای راشدین نبودند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم و خلفای راشدین و حضرت علی رضیاللهعنهم مقتدایان و پیشوایان ما هستند و تمام فقها و علمای امت اسلام هر چه دارند از آن بزرگان دارند. برداشتهای فقها از هر مذهبی که باشند، از آیۀ «إنما جزاءالذین یحاربون الله و رسوله…» باید با سیره و زندگانی پیامبر خدا مطابقت داشته باشد، زیرا آنحضرت بهترین و بیشترین فهم را از وحی داشتند.
ایشان افزودند: یکی دیگر از تبعات اعدام آن است که جهانیان میگویند ایرانیها مردمِ خودشان را میکُشند و این چیزیست که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم از آن میترسیدند و به همین دلیل، با درخواست کشتن منافقین موافقت نکردند. لذا بنده کمافیالسابق توصیه میکنم که اعدام راهحل نیست و این اعدامها را متوقف کنید.
«اعتراف اجباری» مغایر با شریعت اسلام و قانون اساسی و قوانین بینالمللی است
امامجمعه زاهدان در ادامه، «اعتراف اجباری» را نیز مورد نکوهش قرار دادند و گفتند: اعتراف اجباری که در بازداشتگاههای کشور ما اتفاق میافتند، با شریعت اسلام و همچنین با قانون اساسی کشور ما و قوانین بینالمللی مطابقت ندارند. اعتراف اجباری نمیتواند بهعنوان سند و مدرک برای صدور حکم قرار گیرد.
ایشان در پایان خاطرنشان کردند: سخنانی که از این تریبون بیان میشوند در جهت دفاع از شریعت اسلام و منافع مردم و به خیر و نفع همه است. ما خود را ملزم به خیرخواهی و انسجام جامعه میدانیم.